تبليغاتX
حیوانات دوست داشتنی

حیوانات دوست داشتنی

با همه ی حیوانات آشنا شویم!

این سنجاب ها بر خلاف نامشان پرواز نمی کنند بلکه در واقع پرشگران بسیار ماهری هستند. آنها از شاخه درختی به شاخه دیگر پریده و در هوا شناور می شوند. این نوع سنجاب، روش پریدن خاص خودش را دارد که با فرم بدنش هماهنگ است. فاصله بین دست ها و پاهای حیوان، با پوست نازک و انعطاف پذیری پوشیده شده که "پاتاجیوم" نام دارد. سنجاب پرنده هنگام پریدن، دست ها و پاهایش را از هم باز می کند و در اثر فشار باد بر پوست نازک بین دو دست و پایش می تواند مثل یک کایت در هوا شناور شود. طراحان لباس چتربازی از فرم بدن سنجاب های پرنده در طراحی لباس های مدرن پرشگران سقوط آزاد، الهام گرفته اند.

sanjabe parande

سنجاب های پرنده در اکثر مناطق کانادا زندگی می کنند اما در طول روز به ندرت دیده می شوند. چون در لابه لای شاخ و برگ درختان یا لانه ی خالی پرندگان می خوابند و شب ها برای پیدا کردن غذا بیدار می شوند. غذای این نوع سنجاب میوه های کوچک و انواع دانه ها و حشرات است. چشمان تیزبین سنجاب پرنده به او کمک می کند که در شب بتواند اطراف خود را ببیند و از خطر دشمنان آگاه شود. هم چنین پوشش خز مانند بدنش او را از نگاه دشمنان مخفی می کند. خز سفیدی روی شکمش هماهنگ با نور ماه است. بنابر این آن دسته از دشمنانش که روی زمین زندگی می کنند (مثل روباه ها) متوجه شناور بودن او در آسمان مهتابی نمی شوند و بر عکس، خز سیاهی که پشتش را پوشانده، تشخیص او از بالا برای جغد ها را مشکل می سازد.

منبع:مجله موفقیت، شماره 165

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت 16:33  توسط شبی  | 

 دوستان! در این پست چند عکس جالب از بزرگترین سگ های دنیا را برای علاقه مندان قرار دادم. لطفاْ روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

bigdog


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 21:5  توسط شبی  | 

با عرض سلام، بعد از مدتی طولانی به روز کردم. امروز میخواهم به یک سری از نظرات و سوال های دوستان پاسخ دهم.

-عارف:اتفاقا من خيلي علاقه دارم يه بچه ميمون نگه دارم ولي يكي بم گفت كه ميمونا ايدز دارن يعني واقعا خونگي نميشه نيگرشون داشت! ولي اوني كه ميفروخت مي گفت نه!! شما اطلاعي نداري؟

پاسخ: دوست عزیز، این حرفی که ایشون بهتون زده کاملاْ اشتباهه. ببینید اولین بار ویروس ایدز از میمون ها به انسان منتقل شد. ولی این طوری نیست که همه ی میمون ها ایدز داشته باشن! تازه، اگر هم ایدز داشته باشند (که امکان نداره یک میمون بیمار را بفروشند)، خطری شما را تهدید نمی کند. چون ایدز فقط از راه خون منتقل می شود. اگر میمون خریداری کردید، در اولین اقدام او را به یک دامپزشک نشان دهید و آزمایش های لازم را برایش انجام دهید. دامپزشک، خود راهنمایی های لازم را خواهد کرد.

 

-صمد: اگه میشه در مورد همه نزاد سگها اطلاع بدید.

پاسخ: صمد عزیز، من در مورد موضوعی که درخواست کرده بودید در کتاب هایی که در کتابخانه ی خودم داشتم، خیلی تحقیق کردم. اما متاسفانه نتوانستم اطلاعات دقیقی پیدا کنم. ولی به احتمال زیاد در چند روز آینده برای شما از متخصصان علوم دامپزشکی و جانور شناسی راجع به موضوعی که گفتید تحقیق می کنم و به شما اطلاع می دهم.

 

-غزااال: ...ولی الان مشکلم با ببری (همسترم) اینه که فقط 12. 1 به بعد پا میشه و من نمیتونم باهاش سرگرم بشم حتی نمیدونم چطوری دستیش کنم آخه فقط وقتی خوابه میاد تو دستم و همونجا میخوابه یا تو دستم خودشو تمیز میکنه. اما وقتی بیداره و ورش میدارم میخواد از دستم فرار کنه خیلی دوس دارم باهام دوس شه. واسه همین دلم رفته دونبال خوکچه چون میگن با احساس تر و تمیزتره. 

پاسخ: دوست خوبم، در کل همستر موجود شبگردی هست و نمیشه از این امر جلوگیری کرد. البته شما میتوانی صبح زود، حدود ساعت ۷، بیدار شوی و با همسترت بازی کنی تا با شما خو بگیرد. مدتی طول می کشد تا همستر با شما دوست شود اما مهم ترین چیزی که موقع خرید همستر باید به آن توجه کنید، این است که سن همستر کم باشد. در حدود ۴ هفته. در این صورت، همستر راحت تر با شما خو می گیرد و کمتر دچار حالت تهاجمی می شود. خیلی خوب است که همستر شما در دستانتان بخوابد یا خودش را تمیز کند! هیچ اشکالی ندارد. کاری که می تواند به شما در دوست شدن با همسترتان کمک کند، این است که وقتی همستر گرسنه است، یک عدد تخمه (پوست کنده یا با پوست، حتماْ بی نمک باشد) را به دهان او نزدیک کرده و اجازه دهید که خودش جلو آمده و آن را بخورد. و سپس تخمه ی بعدی، یا هر غذای دیگری مثل کاهو. من خودم از خوکچه هندی مراقبت نکردم. ولی می دانم که یک همستر می تواند بهترین دوست شما شود!

 

-هومن: سلام.من مطلبی رو که واسه همستر نوشته بودید خوندم و خیلی لذت بردم.راستش مدتی هست که دلم می خواد یکی از اینا داشته باشم ولی چند مورد هستش یکی اینکه من تو خونه مرغ عشق دارم اینا باهم نگهداریشون مشکلی نداره؟تاثیری رو هم نمی ذارن؟دوم اینکه من از صبح زود تا غروب سرکار هستم و تو خونه کسی نیست این مورد چی؟ایرادی نداره؟
سوم اینکه چطوری می تونم یکی داشته باشم ؟شما می فروشید؟

پاسخ: از نظر این که شما در خانه حیوان دیگری دارید هیچ مشکلی وجود ندارد. حتی شما می توانید یک بچه گربه و یک همستر کوچک را در کنار هم نگه دارید، بدون این که کوچک ترین آسیبی به یکدیگر بزنند! فقط باید دقت داشته باشید که به هر دو به یک اندازه توجه نشان دهید! همستر موجود بسیار حساسی است! اما از این نظر که شما نمی توانید مدت زیادی را در خانه و کنار همستر خود سپری کنید، بهتر است که این موجود زیبا را نگه ندارید! زیرا همستر به توجه زیادی نیاز دارد. او علاقه را از سوی شما حس می کند و حتی ممکن است از شدت تنهایی بیمار شود!

 

سید اسمعیل: آیا میدانید؟
اولین بار که انسان کاری را از جانداران الهام گرفت. روش حفاری و کاوش در زمین و استتار و تدوین مرده بود،که کلاغی از طرف خداوند مأمور آموختن این روش به فرزند آدم، یعنی قابیل شد!

پاسخ: بسیار ممنونم از شما دوست عزیز که اطلاعاتی را در این مورد در اختیار ما قرار دادید. و همانطور که ملتفت هستید، این موضوع در قرآن نیز ذکر شده است.

با تشكر.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 15:15  توسط شبی  | 

هنگامی که به موجودات زنده ی بسیار کوچک تر از خودمان می نگریم،تصور می کنیم که این موجودات فاقد اندام هایی مشابه آنچه که در بدن انسان است باشند.

معجزه مهم طبیعت تنها این نیست که این موجودات اندام های لازم را داشته باشند. بلکه مهمتر این است که این اندام ها متناسب با نحوه و نیاز زندگی هر حشره ساخته شده و عمل میکنند. بدن یک حشره بالغ از سه قسمت: سر، قفسه سینه و شکم تشکیل شده است. در قسمت جلو سر ۲ شاخک گیرنده دارند ک معمولاْ بر روی آنها چند عضو کوچک بویایی قرار دارند. چشم ها و دهان نیز از اجزاء سر به حساب می آیند.

یک حشره علاوه بر قلب، دارای خون و دستگاه گردش خون نیز می باشد. خون از طریق منافذی که مجهز به دریچه هستند وارد قلب می شود. هنگامی که قلب منقبض می گردد، این منافذ بسته شده و خون توسط سرخرگ ها بیرون رانده می شود. حشرات، بر خلاف انسان ها فاقد سیاهرگ ها و سیستم مویرگی هستند. در بدن انسان، اکسیژن توسط خون به نقاط مختلف بدن حمل می شوند. اما حشرات، برای رساندن خون، نیازمند به دستگاه گردش خون خود نیستند و به همین دلیل این سیستم در بدنشان چندان توسعه نیافته است.

سیستم تنفسی حشرات متفاوت است. بدن آن ها دارای مجاری کوچک است که به منافذ سطح بدن ختم می شود. هوا از طریق این مجاری تنفسی وارد بدن حشره شده و مستقیماْ به درون سلول ها هدایت می شود. به این ترتیب میبینیم که یک سیستم تنفسی پیچیده تر، ممکن است با اندازه ی بدن آنها سازگار نباشد.

از طرفی دیگر، چنین سیستم ساده ای برای حیوانات بزرگتر مناسب نمی باشد. اگر دقت کنیم می بینیم که تقریباْ نیمی از موجودات زنده با کمک همین سیستم تنفسی ساده زندگی میکنند و این سیستم چندان هم بی فایده نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/21ساعت 14:30  توسط شبی  | 

بی مقدمه شروع می کنم: اغلب مردم تصور می کنند سوسک ها بسیار چندش آور و زشت هستند (مثل خود من!)، مخصوصا سوسک های بزرگ سیاه رنگ که از پای انسان بالا می روند و از این کار لذت می برند! یک خبر بد برایتان دارم: سوسک ها در میان تمام راسته های فراوان حشرات، بزرگ ترین گروه را تشکیل می دهند و بزرگ تر هم می شوند، چون دانشمندان همیشه گونه های جدیدی را کشف می کنند!

به این سوالات جالب فکر کنید. جواب اونا رو توی قسمت نظرات بنویسید. ببینیم که آیا کسی می تونه جواب همه ی سوالات رو درست بده یا نه!

1)سوسک بیسکویتی. آیا باور می کنید که این سوسک بیسکویت می خورد؟ این خبر بدی است! حالا یک خبر خوب: این سوسک، بیسکویت شکلاتی دوست ندارد و فقط به بیسکویت های سبوس دار علاقه دارد. (درست / نادرست)

2)سوسک سیگاری، سیگار می خورد! نوزاد این سوسک، تنباکو را خیلی دوست دارد و به نکات بهداشتی و اجتماعی هم اصلا توجه ندارد! (درست / نادرست)

3)سوسک ویولنی ویولن نمی خورد! او با پاهایش فقط شبیه یک ویولن به نظر می رسد. این سوسک میان لایه هایی از قارچ های درختان، در اندونزی زندگی می کند. (درست / نادرست)

4)سوسک بستنی، عادت به زندگی در مکان های سرد دارد. جایی که بتواند مگس های موچک را بخورد. اخیرا او آفتی برای سرد خانه ها شده است و غذای مورد علاقه او، یعنی بستنی، در آن جا وجود دارد. (درست / نادرست)

5)سوسک مشروبخوار، نام مستعار سوسکی است که سوراخ هایی در بشکه های شراب و مشروب ایجاد می کند. این سوسک حقیقتا ضد مشروبات الکلی است و باید بگوییم او هرگز الکل داخل بشکه را مزه نکرده است، او چوب را ترجیح می دهد! (درست / نادرست)

6)سوسک داروخانه، نامی دیگر برای سوسک بیسکویتی است که در قفسه ی داروها زندگی می کند. او از هورت کشیدن بعضی دارو ها لذت می برد. (درست / نادرست)

7)سوسک غرغره کن غول پیکر، سوسک جنگل های بارانی است که قطره های شبنم (من!!!) را می نوشد و صبح ها با صدای بلند غرغره می کند. (درست / نادرست)

8)سوسک کالباس خور شب ها با غارت قفسه ی غذای شما و جویدن گوشت ها، غذایی برای شما باقی نمی گذارد. (درست / نادرست)

9)سوسک موزه عاشق زندگی در گذشته است! در محفظه های نمایشی غبار آلود زندگی می کند و اشیای موزه ای را می خورد. غذای مطلوب او جانوران حفاظت شده است. (درست / نادرست)

10)سوسک چوب خوار در چوب زندگی می کند. در بعضی از کلیساهای انگلستان، چند تیره از سوسک ها وجود دارند که صدها سال آن جا زندگی کرده اند. (درست / نادرست)

 

*عزیزان ادامه ی بحثمان راجع به سوسک ها در پست های بعدی خواهد بود. (شامل مطالب علمی)*

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/29ساعت 16:43  توسط شبی  | 

سلام دوستای گلم! وبلاگمون کلی تغییر کرده، حتما خودتون متوجهش شدین.

خواهش می کنم به آرشیو موضوعی یه نگاهی بندازین. اگه کسی دوست داره به من توی نوشتن مطالب وبلاگ کمک کنه حتما حتما توی نظرات بنویسه. ممنونم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 21:58  توسط شبی  | 

«هومن جان»: سلام.من مطلبی رو که واسه همستر نوشته بودید خوندم و خیلی لذت بردم.راستش مدتی هست که دلم می خواد یکی از اینا داشته باشم ولی چند مورد هستش یکی اینکه من تو خونه مرغ عشق دارم اینا باهم نگهداریشون مشکلی نداره؟تاثیری رو هم نمی ذارن؟دوم اینکه من از صبح زود تا غروب سرکار هستم و تو خونه کسی نیست این مورد چی؟ایرادی نداره؟
سوم اینکه چطوری می تونم یکی داشته باشم ؟شما می فروشید؟خوشحال می شم به وبلاگ من هم سری بزنید.مرسی

*قبل از هر چیزی از شما تشکر می کنم که این مطلب جالب رو مطالعه کردید. دوست خوبم، در مورد این که توی خونه مرغ عشق نگهداری می کنید باید خدمتتون عرض کنم که نگهداری همستر و مرغ عشق با هم تو ی یه خونه مشکلی نداره. اگه همستر شما سنش کم باشه، به راحتی به پرنده تون عادت می کنه و میتونید اونا رو پیش هم نگه دارید. حتی گربه و همستر رو هم میشه پیش هم نگه داشت! (البته اگه هر دو از بچگی کنار هم قرار گرفته باشند و به هم کاملا عادت کنند. اما کار خطرناکی است.) اما در مورد دوم. همان طور که توی مطلب راجع به همسترها مطالعه کردید، همسترها موجوداتی هستند که به توجه زیاد احتیاج دارند. پس اگه شما اکثر اوقات در خارج خانه به سر می برید، ممکنه همسترتون افسرده بشه یا حتی از گرسنگی بمیره. بهتون پیشنهاد می کنم این کار رو انجام ندید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 21:41  توسط شبی  | 

سلام دوستان خوب و همیشگی من.

راستش بیشتر نظرات وبلاگ مربوط به تشکر یا معرفی سایت خود شخص هستند. فقط تعداد خیلی کمی از نظرها مربوط به سوالات شما هستند. سعی کردم با تمام دقت پاسختون رو کامل و صحیح بدم. با تشکر فراوان از همه ی اونایی که زندگی حیوانات براشون مهمه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 21:34  توسط شبی  | 

هزارتا سلام به همه ی بینندگان وبلاگ من. یه خبر خوب:

امسال ما یه درس داریم به عنوان پژوهش. من توی پژوهش زیست شرکت کردم. ما باید تو طول سال (دقیقن نمیدونم تا کی مهلت داریم) یه مقاله بنویسیم. این مقاله دقیقن عین پایان نامه س و اگه مقاله مون خیلی خیلی خیلی خوب باشه می فرستنش خوارزمی. من واقعن امیدوارم که به همراه هم گروهیام بتونیم به خوارزمی راه پیدا کنیم. این هم وبلاگ ماست که همین امروز ساختیم و میخوایم روز به روز کارهایی که می کنیم رو توش ثبت کنیم.

حتما پیشنهاداتتون رو به ما بگین. دعا هم بکنین. همه ی سعی مون رو میکنیم!

http://lh-r.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/22ساعت 16:41  توسط شبی  | 

دوباره سلام. ژاله جون توی نظرات نوشته بودن:

"من هم کلاغ ها را دوست دارم ولی خیلی دارند منو آزار میدن.
عصرها که به گربه ها میخوام غذا بدم 60 تا کلاغ میریزند بالای سرم.. اینها اینقدر باهوش هستند که حتی کله مرغی را که میاندازم زیر ماشین برای گربه.. میروند برمیدارند و در میروند.... براشون کلی نون و برنج میریزم.. ولی اینها هم گوشت میخواهند من هم اینقدر وضع مالیم خوب نیست که بخواهم هر روز به غیر از 40 گربه به 100 کلاغ هم گوشت بدم...
آیا راهی برای دور کردن آنها هست ؟!"

من هر چی دنبال جوابش گشتم جوابی پیدا نکردم. ولی مطالب خیلی جالب و جدیدی از کلاغ ها گیرم اومد. حتمن (حتما) بخونید:

کلاغ ها شامل گونه های کوروس فروژیلگوس، کوروس کورنیکس، کوروس کورون، کوروس کوراکس، گاروس گلانداریوس و پیکا پیکا که راجع به هر یک توضیح مختصری می دهم:

کوروس فروژیلگوس یا کلاغ نوک‌گر : این پرنده دارای پر و بال سیاه رنگ با جلای فلزی بنفش تند می‌باشد. پیرامون نوک‌پایه و تا حدودی در پیش صورت در پرنده بالغ برهنه و سفید است. ولی در پرنده نابالغ این بخش پر دارد. در تمام دوره‌های سال به صورت گروهی دیده می‌شوند. از کرمها و دانه‌ها تغذیه می‌کنند. در حدود 5 تخم سبز کم‌رنگ می‌گذارند.

کوروس کورون یا کلاغ سیاه کوچک:  جنس نر و ماده مشابه اند و رنگ بدن سیاه با جلای آبی این کلاغها شبیه کلاغ های بزرگ اند ولی کوچکتر از آنها می‌باشند.

کوروس کوراکس یا کلاغ سیاه بزرگ : این کلاغ را غراب نیز می‌نامند. این کلاغها و اصولاَ همه کلاغها همه چیز خوارند و رنگ پاهای آنها سیاه است. بزرگترین پرنده راسته گنجشک شکلان می‌باشند. عمر بسیار طولانی دارند. معمولا جفت‌جفت می‌پرند. لانه‌های بزرگی می‌سازند. شماره تخمهای آنها معمولا 5 تا 7 شماره است.

گاروس گلانداریوس یا زاغ : پر و بالش رنگ خرمایی دارد و بر روی بال پرهای آبی رنگ که با رنگ سیاه مخطط شده است دیده می‌شود. این پرنده در سرزمین‌های پردرخت زندگی می‌کند. در جنگلهای شمال و غرب ایران وجود دارد. در حدود 2 تا 8 تخم می‌گذارد.

پیکا پیکا یا کلاغ زاغی : این پرنده را زاغی و کلاغچه نیز می‌نامند. این پرنده دارای دمی بلند است. رنگ پرهای ناحیه ناحیه دم سیاه با جلای فلزی سبز رنگ و بخش پیشین بدن سیاه با جلای فلزی و روی بالها و سینه آنها سفید است. معمولا جفت‌جفت می‌پرند و دائم صدا می‌کنند. لانه‌های قشنگی نوک درختان می‌سازند. پرنده ماده روی تخم می‌خوابد.

کوروس کورنیکس یا کلاغ معمولی : این کلاغ را کلاغ ابلق هم می‌گویند. جنس نر و ماده مشابه است. پرهای بدن به رنگ سیاه و خاکستری تیره می‌باشد. یک نمونه کمیاب از آنها که پرهای سیاه آن قهوه‌ای کم‌رنگ و مایل به دودی و چشمهای آن بی‌رنگ شده است در موزه جانورشناسی دکتر فاطمی در دانشکده علوم دانشگاه تهران وجود دارد. در پرواز تلوتلو می‌خورند و مدتها با حرکات و جهش های مخصوصی روی زمین راه می‌روند. معمولا پرواز گروهی دارند که با سایر کلاغها مخلوط است. روی تخم خوابیدن فقط بوسیله پرنده ماده انجام می‌شود و هر دو به جوجه‌ها غذا می‌دهند. شماره تخمهای آنها در حدود 5 است که به رنگ سبز کم‌رنگ است.

تحقیقات بنده روی کلاغ ها نشان می دهد که این موجودات شگفت انگیز میتوانند خانه های خود را تزئین کنند و حتی از ابزار و وسایل استفاده کنند. برای مثال، روزی به طور کاملاَ اتفاقی کلاغی را مشاهده کردم که به وسیله ی یک تکه چوب سعی داشت کرم خاکی ای را که پیدا کرده بود، به دو نیم تقسیم کند! جای بسی تعجب است. بنابر این در صدد یافتن پاسخ این سوال عجیب بر آمدم: توان ابزارسازي و استفاده از ابزار در كلاغ ها طبيعي است يا ا كتسابي؟

بچه كلاغ هاي پرورشي، بدون آموزش و بدون هيچگونه تشويقي از سوي والدين ياد مي گيرند وسايل خود را بچينند و تزئين كنند. كلاغ هاي كالدوني جديد را مي توان بزرگترين ابزارسازان دنياي پرندگان دانست. اين پرندگان در وحش، در جزيره خود در جنوب اقيانوس آرام، به طور عادي 2 نوع ابزار براي بيرون كشيدن حشرات از شكاف هاي تنه درختان مي سازند، اما زيست شناسان هنوز نتوانسته اند راهي براي دانستن اينكه آيا اين پرندگان ساختن ابزار را به يكديگر آموخته اند يا به صورت غريزي آن را مي دانند، پيدا كنند.
الكس كسل نيك، استاد دانشگاه آكسفورد، 2 سال پيش ثابت كرد حداقل يك كلاغ آزمايشگاهي داراي درك طبيعي نوعي فيزيك است كه توسط ارشميدس مورد استفاده قرار گرفته است. اين كلاغ آزمايشگاهي كه بتي نام دارد، با نشان دادن نبوغي عجيب، سيم را خم كرده و از آن قلاب مي ساخت. سپس با مهارت تمام به وسيله قلاب خودساخته اش تكه هاي غذاي خوشمزه را از مكان هاي دور از دسترس برمي داشت، اما اين سوال همچنان بي پاسخ مانده كه پرندگان چگونه توانسته اند به اين مهارت ها دست يابند؟
پرفسور كسل نيك و همكارانش در گزارشي كه هفته گذشته در مجله معروف طبيعت (Nature) به چاپ رسيد، از شگفتي هاي تازه اي از دنياي كلاغ ها سخن گفتند. آنان چند كلاغ نيوكالدونين (كالدوني جديد) را در يك مرغداني پر از سرشاخه هاي دسته بندي شده پرورش دادند. غذاي كلاغ ها در حفره ها و شكاف هايي گذارده مي شد كه دور از نوك رس آنان بود.
به 2 كلاغ نشان داده شد كه چگونه مي توانند از شاخه ها براي برداشتن غذا استفاده كنند. 2 كلاغ ديگر در قفسي جداگانه دور از ديدرس قرار داده شدند. آنگاه دانشمندان با تعجب مشاهده كردند كه هر 4 كلاغ با مهارتي يكسان از سرشاخه ها براي برداشتن غذا استفاده مي كنند.
سپس دانشمندان مقداري برگ كادي (Pandanus) در اختيار آنها گذاشتند. اين برگ و چيزهايي شبيه آن توسط اجداد كلاغ ها در وحش به عنوان ابزار مورد استفاده قرار مي گرفته است. كلاغ ها با ديدن برگ هاي كادي شروع به بريدن و پاره كردن آنها كردند و شكل هاي متنوعي به بر گ ها بخشيدند. البته هيچ يك از كلاغ ها شكل مشخصي كه كاملا شبيه آنچه كلاغ هاي وحشي مي سازند باشد، به جاي نگذاشت. پرفسور كسل نيك گفت: نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه توانايي اين گونه در ساختن و استفاده از ابزار تا حدودي ذاتي و وراثتي است و ربطي به اكتساب محيطي و اجتماعي ندارد. وي در رابطه با توان غريزي و جبلي حيوانات در ابزارسازي و استفاده از ابزار در حيوانات، افزود: اگرچه استفاده خودبه خودي و بدون آموزش از ابزار در بسياري از حيوانات مشاهده شده، ليكن ظاهرا انسان اولين مهره داري است كه به طور طبيعي ابزارساز بوده است.

 

در طی تحقیقاتم در رابطه با اهمیت کلاغ در تاریخ به این نتیجه رسیدم که کلاغ، نام یک صورت فلکی نیز هست. بر اساس افسانه ها،کلاغ موجودی بوده که مامور بوده برای آپولو(پسر زئوس، خدای خدایان یونانیان باستان) جامی از آب بیاورد؛ او در این کار کوتاهی کرد و در نتیجه به آسمان رانده شد و او  در کنار جام یا پیاله ای نشانده شد بدون آنکه بتواند آبی از آن بنوشد. بنا بر این، کلاغ در افسانه ها نیز جای بخصوصی داشته است.

شنیده بودم که آقایی که در یک مدرسه کار می کرده، روزی بچه کلاغی را روی زمین می بیند و برای کمک به او و از ترس این که مبادا کسی رویش پا بگذارد یا با ماشین از رویش رد شوند، جوجه کلاغ را برداشته و به مکانی امن می برد. از آن روز به بعد، هر وقت آن آقا به محل کار خود می رفت، دسته ی بزرگی از کلاغ ها به سمت او حمله می بردند و با نوک های خود به او آسیب می زدند! جای بسی تعجب است اما این موضوع حقیقت دارد که کلاغ ها بسیار کینه ای هستند. و به همان اندازه نیز حس تعاون و همکاری در آنان دیده می شود. وقتی که مشغول ساختن لانه هستند ، اغلب مصالح ساختمانی را از هم می دزدند و زمانی که دزد از نظر ناپدید می شود، کلاغی که خیانت دیده است ، به نوبه خود جبران زیان می کند. با این همه روح همکاری و تعاون در کلاغ به منتهی درجه وجود دارد.

نمونه هایی از همکاری آنان: اگر پای یکی از کلاغ ها در اثر تصادفی بشکند یا آسیب ببیند، کلاغ های دیگر به محض این که صدایش را شنیدند، به طرفش می آیند،  زخمش را تسکین داده و به او کمک می کنند تا پرواز کند و اگر کلاغی مجروح بر زمین بیفتد، دسته جمعی می رسند و آنقدر بال و پر می زنند، تا دوست مجروح خود را به کنار آب برسانند.

اگر کسی برای خارج کردن جوجه ها به لانه کلاغ ها نزدیک شود، پدر و مادر آنها با فریاد، کلاغان دیگر را به کمک می طلبند . در اندک زمانی، گروهی کلاغ اجتماع کرده و با حمله به متخاصم او را از میدان به در می کنند و گاهی با نوک خود چشم آن شخص را کور کرده یا از حدقه خارج می سازند!

و حال به این نکته ی جالب توجه کنید: همه شنیده ایم که روباه حیوانی حیله گر است. اما با شجاعت می توانم تصدیق کنم که کلاغ، بارها حیله گر تر است. کلاغ ، موش را بسیار دوست دارد و برای شکار آن بر پشت بزی که مشغول چریدن ریشه درختان است می نشینند . حیوان با سم های خود خاک را زیر و رو می کند ، در این موقع موش های صحرایی از همه جا بی خبر، از زیر خاک سر بیرون می آورند و کلاغ او را می رباید.

گاهی اتفاق می افتد کلاغ و روباه یکدیگر را ملاقات می کنند، حال اگر روباه طعمه ای در دهان داشته باشد،  این برخورد بسیار جالب و تماشایی خواهد بود ، چرا که کلاغ با قار قار خود رفقایش را خبر می کند و بعد دسته جمعی با یک حمله برق آسا بر سر روباه فرود می آیند و او را نوک باران می کنند. روباه نیز چاره ای ندارد، جز این که طعمه را بگذارد و فرار کند.

کلاغ ها استعداد عجیبی در تقلید صداهای گوناگون دارند و به خوبی قادرند صدای مرغ، سگ و گربه یا آواز خروس را تقلید کنند! گاهی اتفاق می افتد کلاغی در لانه مرغ مخفی شده، صدای مرغ یا خروس را تقلید می کند، منظورش این است که مرغ را از جوجه هایش دور کند، تا جوجه را برباید . اگر با این حیله موفق نشود در بالای سر مرغ پر می زند، یا در اطرافش راه می رود که مرغ از فرط خشم به کلاغ حمله می کند. در این زمان کلاغ دیگری جوجه را می رباید.

عدالت در قلب جماعت کلاغ ها باجدی ترین وضع خود حکمفرماست . وقتی یکی از آنها تخلف ورزد، کلاغ ها شورایی تشکیل می دهند تا درباره سرنوشت همکارشان تصمیمی اتخاذ کنند . این بحث و شورا، ساعتها طول می کشد تا این که حکم صادر شود. در حالی که متهم در فاصله ای آن طرفتر با بی صبری منتظر نتیجه محاکمه است.

وقتی شورا تصمیم به برائت کلاغ گرفت، گروه کلاغ ها به پرواز در می آیند و از نظر ناپدید می شوند، ولی اگر متهم محکوم شده باشد ، آن وقت به سویش حمله ور می شوند و با ضربات مهلک نوک خود، چشمان کلاغ بیچاره را از حدقه در می آوردند و آن قدر این را ادامه می دهند تا کلاغ بی جان گردد و نقش بر زمین شود.

          هوش کلاغ: کلاغ از حیوانات باهوش و با شعور است و طرز زندگی او از ادراک درستش حکایت می کند . به موارد زیر توجه کنید:

اگر دو نفر خود را به پرنده کوری نزدیک کنند و بعد یکی از آنها محل را ترک کند، اکثر پرندگان تصور خواهند کرد که هر دو نفر دور شده اند و کار و فعالیت خود را دوباره آغاز می کنند . ولی کلاغ ها به خوبی درک خواهند کد که یک نفر از آن دو باقی مانده است.

کلاغ ها در موقع پروازهای دسته جمعی ، یک قراول در جلوی خود حرکت می دهند. کلاغ پیشتاز قدرت هوش و ذکاوتش به قدری است که می تواند خطر را به خوبی تمیز دهد و امنیت دورترین نقاط مسیر حرکت را نیز کاملاً تحت کنترل قرار دهد.

اگر کلاغ تکه نان خشکی به چنگ آورد که نتواند آن را خرد کند، بدون تأمل آن را به منقار گرفته، خود را به نزدیکترین جوی آب یا حوض می رساند و با حوصله فراوان آن را آن قدر در آب نگاه می دارد، تا کاملاً نرم و قابل خوردن گردد.

برای پوست کردن گردو و یا خوراکی هایی که دارای پوست سفت هستند، آن را به منقار گرفته از ارتفاع بر تخته سنگی رها می کند تا به تخته سنگ اصابت کرده، مغزش از درون پوست خارج شود.

کلاغ ها اهل تفریح ، عیش و نشاط اند و برای خود، محافل انس مهیا می کنند. برای سرگرمی و تفریح گاهی سایر حیوانات را آزار می دهند. مثلاً به روباه ، خرگوش یا گربه ای که خوابیده، بی سرو صدا حمله می کنند و او را به وحشت می اندازند و خود ابراز شادی و نشاط می کنند.

با مشاهده کلاغ مرده ای، جنجال و همهمه عجیبی به راه می اندازند و در مرگ او سوگواری کرده و مرده خود را تشییع می نمایند.

کلاغ ها قادر به محاسبات ریاضی هستند.

در سحرگاهان، این پرنده سحر خیز، هر که را خفته بیند، با صدای مخصوص خویش، او را بیدار می نماید.

         

و به عنوان مطلب آخر، باید خدمت شما عارض شوم که کلاغ حتی در قرآن آمده: داستان قابیل و هابیل پسران حضرت آدم  (ع ) را شنیده اید که قابیل به برادرش حسادت می ورزید و درنهایت او را کشت.

" پس خداوند کلاغی را برانگیخت ، تا در زمین کاوش کند و به او بنمایاند که چگونه جسد برادرش را بپوشاند.( قابیل با خود) گفت: وای بر من که از این کلاغ ناتوانترم که ( بدانم چگونه) جسد برادرم را ( با خاک) بپوشانم. پس برکرده خود پشیمان شد.[ مائده / 35]

اینا یه سری از مطالب مقاله ی من (تو مدرسه) راجع به کلاغا بودن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 20:11  توسط شبی  |