حیوانات دوست داشتنی

با همه ی حیوانات آشنا شویم!

فكر كردين فقط تو خارج از اينا هست؟ كور خوندين...:دي

اين عكس تو جزيره‌ي قشم گرفته شده.

از شيبدراز كه ميرين به سمت شهرستان سوزا كنار جاده اين منظره رو ميبينن. البته فلامينگوها فقط يه مواقع خاصي از سال اونجا هستن...

نوشته شده در چهارشنبه 1391/06/08ساعت 1:32 توسط شبنم بهمنيار|

اين عشق منه...

محض رضاي خدا اگه كسي راجع به بلدرچينا چيزي ميدوني بياد بگه.

امروز جوجه هام حالشون بد شده. بي‌حال شدن و اصلن نا ندارن...

نوشته شده در پنجشنبه 1391/04/08ساعت 15:48 توسط شبنم بهمنيار|

دوباره سلام. ژاله جون توی نظرات نوشته بودن:

"من هم کلاغ ها را دوست دارم ولی خیلی دارند منو آزار میدن.
عصرها که به گربه ها میخوام غذا بدم 60 تا کلاغ میریزند بالای سرم.. اینها اینقدر باهوش هستند که حتی کله مرغی را که میاندازم زیر ماشین برای گربه.. میروند برمیدارند و در میروند.... براشون کلی نون و برنج میریزم.. ولی اینها هم گوشت میخواهند من هم اینقدر وضع مالیم خوب نیست که بخواهم هر روز به غیر از 40 گربه به 100 کلاغ هم گوشت بدم...
آیا راهی برای دور کردن آنها هست ؟!"

من هر چی دنبال جوابش گشتم جوابی پیدا نکردم. ولی مطالب خیلی جالب و جدیدی از کلاغ ها گیرم اومد. حتمن (حتما) بخونید:

کلاغ ها شامل گونه های کوروس فروژیلگوس، کوروس کورنیکس، کوروس کورون، کوروس کوراکس، گاروس گلانداریوس و پیکا پیکا که راجع به هر یک توضیح مختصری می دهم:

کوروس فروژیلگوس یا کلاغ نوک‌گر : این پرنده دارای پر و بال سیاه رنگ با جلای فلزی بنفش تند می‌باشد. پیرامون نوک‌پایه و تا حدودی در پیش صورت در پرنده بالغ برهنه و سفید است. ولی در پرنده نابالغ این بخش پر دارد. در تمام دوره‌های سال به صورت گروهی دیده می‌شوند. از کرمها و دانه‌ها تغذیه می‌کنند. در حدود 5 تخم سبز کم‌رنگ می‌گذارند.

کوروس کورون یا کلاغ سیاه کوچک:  جنس نر و ماده مشابه اند و رنگ بدن سیاه با جلای آبی این کلاغها شبیه کلاغ های بزرگ اند ولی کوچکتر از آنها می‌باشند.

کوروس کوراکس یا کلاغ سیاه بزرگ : این کلاغ را غراب نیز می‌نامند. این کلاغها و اصولاَ همه کلاغها همه چیز خوارند و رنگ پاهای آنها سیاه است. بزرگترین پرنده راسته گنجشک شکلان می‌باشند. عمر بسیار طولانی دارند. معمولا جفت‌جفت می‌پرند. لانه‌های بزرگی می‌سازند. شماره تخمهای آنها معمولا 5 تا 7 شماره است.

گاروس گلانداریوس یا زاغ : پر و بالش رنگ خرمایی دارد و بر روی بال پرهای آبی رنگ که با رنگ سیاه مخطط شده است دیده می‌شود. این پرنده در سرزمین‌های پردرخت زندگی می‌کند. در جنگلهای شمال و غرب ایران وجود دارد. در حدود 2 تا 8 تخم می‌گذارد.

پیکا پیکا یا کلاغ زاغی : این پرنده را زاغی و کلاغچه نیز می‌نامند. این پرنده دارای دمی بلند است. رنگ پرهای ناحیه ناحیه دم سیاه با جلای فلزی سبز رنگ و بخش پیشین بدن سیاه با جلای فلزی و روی بالها و سینه آنها سفید است. معمولا جفت‌جفت می‌پرند و دائم صدا می‌کنند. لانه‌های قشنگی نوک درختان می‌سازند. پرنده ماده روی تخم می‌خوابد.

کوروس کورنیکس یا کلاغ معمولی : این کلاغ را کلاغ ابلق هم می‌گویند. جنس نر و ماده مشابه است. پرهای بدن به رنگ سیاه و خاکستری تیره می‌باشد. یک نمونه کمیاب از آنها که پرهای سیاه آن قهوه‌ای کم‌رنگ و مایل به دودی و چشمهای آن بی‌رنگ شده است در موزه جانورشناسی دکتر فاطمی در دانشکده علوم دانشگاه تهران وجود دارد. در پرواز تلوتلو می‌خورند و مدتها با حرکات و جهش های مخصوصی روی زمین راه می‌روند. معمولا پرواز گروهی دارند که با سایر کلاغها مخلوط است. روی تخم خوابیدن فقط بوسیله پرنده ماده انجام می‌شود و هر دو به جوجه‌ها غذا می‌دهند. شماره تخمهای آنها در حدود 5 است که به رنگ سبز کم‌رنگ است.

تحقیقات بنده روی کلاغ ها نشان می دهد که این موجودات شگفت انگیز میتوانند خانه های خود را تزئین کنند و حتی از ابزار و وسایل استفاده کنند. برای مثال، روزی به طور کاملاَ اتفاقی کلاغی را مشاهده کردم که به وسیله ی یک تکه چوب سعی داشت کرم خاکی ای را که پیدا کرده بود، به دو نیم تقسیم کند! جای بسی تعجب است. بنابر این در صدد یافتن پاسخ این سوال عجیب بر آمدم: توان ابزارسازي و استفاده از ابزار در كلاغ ها طبيعي است يا ا كتسابي؟

بچه كلاغ هاي پرورشي، بدون آموزش و بدون هيچگونه تشويقي از سوي والدين ياد مي گيرند وسايل خود را بچينند و تزئين كنند. كلاغ هاي كالدوني جديد را مي توان بزرگترين ابزارسازان دنياي پرندگان دانست. اين پرندگان در وحش، در جزيره خود در جنوب اقيانوس آرام، به طور عادي 2 نوع ابزار براي بيرون كشيدن حشرات از شكاف هاي تنه درختان مي سازند، اما زيست شناسان هنوز نتوانسته اند راهي براي دانستن اينكه آيا اين پرندگان ساختن ابزار را به يكديگر آموخته اند يا به صورت غريزي آن را مي دانند، پيدا كنند.
الكس كسل نيك، استاد دانشگاه آكسفورد، 2 سال پيش ثابت كرد حداقل يك كلاغ آزمايشگاهي داراي درك طبيعي نوعي فيزيك است كه توسط ارشميدس مورد استفاده قرار گرفته است. اين كلاغ آزمايشگاهي كه بتي نام دارد، با نشان دادن نبوغي عجيب، سيم را خم كرده و از آن قلاب مي ساخت. سپس با مهارت تمام به وسيله قلاب خودساخته اش تكه هاي غذاي خوشمزه را از مكان هاي دور از دسترس برمي داشت، اما اين سوال همچنان بي پاسخ مانده كه پرندگان چگونه توانسته اند به اين مهارت ها دست يابند؟
پرفسور كسل نيك و همكارانش در گزارشي كه هفته گذشته در مجله معروف طبيعت (Nature) به چاپ رسيد، از شگفتي هاي تازه اي از دنياي كلاغ ها سخن گفتند. آنان چند كلاغ نيوكالدونين (كالدوني جديد) را در يك مرغداني پر از سرشاخه هاي دسته بندي شده پرورش دادند. غذاي كلاغ ها در حفره ها و شكاف هايي گذارده مي شد كه دور از نوك رس آنان بود.
به 2 كلاغ نشان داده شد كه چگونه مي توانند از شاخه ها براي برداشتن غذا استفاده كنند. 2 كلاغ ديگر در قفسي جداگانه دور از ديدرس قرار داده شدند. آنگاه دانشمندان با تعجب مشاهده كردند كه هر 4 كلاغ با مهارتي يكسان از سرشاخه ها براي برداشتن غذا استفاده مي كنند.
سپس دانشمندان مقداري برگ كادي (Pandanus) در اختيار آنها گذاشتند. اين برگ و چيزهايي شبيه آن توسط اجداد كلاغ ها در وحش به عنوان ابزار مورد استفاده قرار مي گرفته است. كلاغ ها با ديدن برگ هاي كادي شروع به بريدن و پاره كردن آنها كردند و شكل هاي متنوعي به بر گ ها بخشيدند. البته هيچ يك از كلاغ ها شكل مشخصي كه كاملا شبيه آنچه كلاغ هاي وحشي مي سازند باشد، به جاي نگذاشت. پرفسور كسل نيك گفت: نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه توانايي اين گونه در ساختن و استفاده از ابزار تا حدودي ذاتي و وراثتي است و ربطي به اكتساب محيطي و اجتماعي ندارد. وي در رابطه با توان غريزي و جبلي حيوانات در ابزارسازي و استفاده از ابزار در حيوانات، افزود: اگرچه استفاده خودبه خودي و بدون آموزش از ابزار در بسياري از حيوانات مشاهده شده، ليكن ظاهرا انسان اولين مهره داري است كه به طور طبيعي ابزارساز بوده است.

 

در طی تحقیقاتم در رابطه با اهمیت کلاغ در تاریخ به این نتیجه رسیدم که کلاغ، نام یک صورت فلکی نیز هست. بر اساس افسانه ها،کلاغ موجودی بوده که مامور بوده برای آپولو(پسر زئوس، خدای خدایان یونانیان باستان) جامی از آب بیاورد؛ او در این کار کوتاهی کرد و در نتیجه به آسمان رانده شد و او  در کنار جام یا پیاله ای نشانده شد بدون آنکه بتواند آبی از آن بنوشد. بنا بر این، کلاغ در افسانه ها نیز جای بخصوصی داشته است.

شنیده بودم که آقایی که در یک مدرسه کار می کرده، روزی بچه کلاغی را روی زمین می بیند و برای کمک به او و از ترس این که مبادا کسی رویش پا بگذارد یا با ماشین از رویش رد شوند، جوجه کلاغ را برداشته و به مکانی امن می برد. از آن روز به بعد، هر وقت آن آقا به محل کار خود می رفت، دسته ی بزرگی از کلاغ ها به سمت او حمله می بردند و با نوک های خود به او آسیب می زدند! جای بسی تعجب است اما این موضوع حقیقت دارد که کلاغ ها بسیار کینه ای هستند. و به همان اندازه نیز حس تعاون و همکاری در آنان دیده می شود. وقتی که مشغول ساختن لانه هستند ، اغلب مصالح ساختمانی را از هم می دزدند و زمانی که دزد از نظر ناپدید می شود، کلاغی که خیانت دیده است ، به نوبه خود جبران زیان می کند. با این همه روح همکاری و تعاون در کلاغ به منتهی درجه وجود دارد.

نمونه هایی از همکاری آنان: اگر پای یکی از کلاغ ها در اثر تصادفی بشکند یا آسیب ببیند، کلاغ های دیگر به محض این که صدایش را شنیدند، به طرفش می آیند،  زخمش را تسکین داده و به او کمک می کنند تا پرواز کند و اگر کلاغی مجروح بر زمین بیفتد، دسته جمعی می رسند و آنقدر بال و پر می زنند، تا دوست مجروح خود را به کنار آب برسانند.

اگر کسی برای خارج کردن جوجه ها به لانه کلاغ ها نزدیک شود، پدر و مادر آنها با فریاد، کلاغان دیگر را به کمک می طلبند . در اندک زمانی، گروهی کلاغ اجتماع کرده و با حمله به متخاصم او را از میدان به در می کنند و گاهی با نوک خود چشم آن شخص را کور کرده یا از حدقه خارج می سازند!

و حال به این نکته ی جالب توجه کنید: همه شنیده ایم که روباه حیوانی حیله گر است. اما با شجاعت می توانم تصدیق کنم که کلاغ، بارها حیله گر تر است. کلاغ ، موش را بسیار دوست دارد و برای شکار آن بر پشت بزی که مشغول چریدن ریشه درختان است می نشینند . حیوان با سم های خود خاک را زیر و رو می کند ، در این موقع موش های صحرایی از همه جا بی خبر، از زیر خاک سر بیرون می آورند و کلاغ او را می رباید.

گاهی اتفاق می افتد کلاغ و روباه یکدیگر را ملاقات می کنند، حال اگر روباه طعمه ای در دهان داشته باشد،  این برخورد بسیار جالب و تماشایی خواهد بود ، چرا که کلاغ با قار قار خود رفقایش را خبر می کند و بعد دسته جمعی با یک حمله برق آسا بر سر روباه فرود می آیند و او را نوک باران می کنند. روباه نیز چاره ای ندارد، جز این که طعمه را بگذارد و فرار کند.

کلاغ ها استعداد عجیبی در تقلید صداهای گوناگون دارند و به خوبی قادرند صدای مرغ، سگ و گربه یا آواز خروس را تقلید کنند! گاهی اتفاق می افتد کلاغی در لانه مرغ مخفی شده، صدای مرغ یا خروس را تقلید می کند، منظورش این است که مرغ را از جوجه هایش دور کند، تا جوجه را برباید . اگر با این حیله موفق نشود در بالای سر مرغ پر می زند، یا در اطرافش راه می رود که مرغ از فرط خشم به کلاغ حمله می کند. در این زمان کلاغ دیگری جوجه را می رباید.

عدالت در قلب جماعت کلاغ ها باجدی ترین وضع خود حکمفرماست . وقتی یکی از آنها تخلف ورزد، کلاغ ها شورایی تشکیل می دهند تا درباره سرنوشت همکارشان تصمیمی اتخاذ کنند . این بحث و شورا، ساعتها طول می کشد تا این که حکم صادر شود. در حالی که متهم در فاصله ای آن طرفتر با بی صبری منتظر نتیجه محاکمه است.

وقتی شورا تصمیم به برائت کلاغ گرفت، گروه کلاغ ها به پرواز در می آیند و از نظر ناپدید می شوند، ولی اگر متهم محکوم شده باشد ، آن وقت به سویش حمله ور می شوند و با ضربات مهلک نوک خود، چشمان کلاغ بیچاره را از حدقه در می آوردند و آن قدر این را ادامه می دهند تا کلاغ بی جان گردد و نقش بر زمین شود.

          هوش کلاغ: کلاغ از حیوانات باهوش و با شعور است و طرز زندگی او از ادراک درستش حکایت می کند . به موارد زیر توجه کنید:

اگر دو نفر خود را به پرنده کوری نزدیک کنند و بعد یکی از آنها محل را ترک کند، اکثر پرندگان تصور خواهند کرد که هر دو نفر دور شده اند و کار و فعالیت خود را دوباره آغاز می کنند . ولی کلاغ ها به خوبی درک خواهند کد که یک نفر از آن دو باقی مانده است.

کلاغ ها در موقع پروازهای دسته جمعی ، یک قراول در جلوی خود حرکت می دهند. کلاغ پیشتاز قدرت هوش و ذکاوتش به قدری است که می تواند خطر را به خوبی تمیز دهد و امنیت دورترین نقاط مسیر حرکت را نیز کاملاً تحت کنترل قرار دهد.

اگر کلاغ تکه نان خشکی به چنگ آورد که نتواند آن را خرد کند، بدون تأمل آن را به منقار گرفته، خود را به نزدیکترین جوی آب یا حوض می رساند و با حوصله فراوان آن را آن قدر در آب نگاه می دارد، تا کاملاً نرم و قابل خوردن گردد.

برای پوست کردن گردو و یا خوراکی هایی که دارای پوست سفت هستند، آن را به منقار گرفته از ارتفاع بر تخته سنگی رها می کند تا به تخته سنگ اصابت کرده، مغزش از درون پوست خارج شود.

کلاغ ها اهل تفریح ، عیش و نشاط اند و برای خود، محافل انس مهیا می کنند. برای سرگرمی و تفریح گاهی سایر حیوانات را آزار می دهند. مثلاً به روباه ، خرگوش یا گربه ای که خوابیده، بی سرو صدا حمله می کنند و او را به وحشت می اندازند و خود ابراز شادی و نشاط می کنند.

با مشاهده کلاغ مرده ای، جنجال و همهمه عجیبی به راه می اندازند و در مرگ او سوگواری کرده و مرده خود را تشییع می نمایند.

کلاغ ها قادر به محاسبات ریاضی هستند.

در سحرگاهان، این پرنده سحر خیز، هر که را خفته بیند، با صدای مخصوص خویش، او را بیدار می نماید.

         

و به عنوان مطلب آخر، باید خدمت شما عارض شوم که کلاغ حتی در قرآن آمده: داستان قابیل و هابیل پسران حضرت آدم  (ع ) را شنیده اید که قابیل به برادرش حسادت می ورزید و درنهایت او را کشت.

" پس خداوند کلاغی را برانگیخت ، تا در زمین کاوش کند و به او بنمایاند که چگونه جسد برادرش را بپوشاند.( قابیل با خود) گفت: وای بر من که از این کلاغ ناتوانترم که ( بدانم چگونه) جسد برادرم را ( با خاک) بپوشانم. پس برکرده خود پشیمان شد.[ مائده / 35]

اینا یه سری از مطالب مقاله ی من (تو مدرسه) راجع به کلاغا بودن!

نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/24ساعت 20:11 توسط شبنم بهمنيار|

سلام دوستای خوبم! خسته نباشید.

همونطوری که ین اطرافیان خودم و کلاً همه ی مردم میدیدم، فهمیدم که عده ی بسیار زیادی از مردم از کلاغها بدشون میاد، صداشونو گوشخراش میدونن، ازشون میترسن و رنگشون رو هم زشت میدونن. و در کل از کلاغ به عنوان یک پرنده ی بدصدا و بی ریخت یاد میکنن. به خاطر مین خواستم یه مطلب از کلاغها بذارم تا شاید نظرتون عوض بشه!

 

کَلاغ  پرنده ای است از راسته گنجشک سانان (سبکبالان) و از دستهٔ شاخی نوکان و خانواده کلاغیان (Corvidae) که دارای قدی متوسط (به جثهٔ یک مرغ خانگی) و پرهای سیاه در قسمت سر و بال و دم و گردن است ولی در ناحیهٔ پشت و شکم دارای پرهای خاکستری مایل به سفید است. منقار کلاغ نسبتاً بلند و قوی است. کلاغ تقریباً همه چیز خوار است. خوراکش حشره و جانوران کوچک است و طول عمرش طولانی است.

راستی میدونستید که یک صور فلکی هم به اسم کلاغه؟! اینو گوش کنین:

کلاغ یا معادل عربی غراب یا معادل انگلیسی اش(Crv) زمان رسیدن به نصف نهار:20 اردیبهشت؛مساحت:184 درجه مربع.

بر اساس افسانه ها،کلاغ موجودی بوده که مامور بوده برای آپولو جامی از آب بیاورد؛او در این کار کوتاهی کرد و در نتیه ا به آسمان رانده شد در نتیجه او را در کنار جام یا پیاله ای نشانده شد بدون آنکه بتواند آبی از آن بنوشد .

چهار ستاره اصلی کلاغ شکل یک ذوزنقه دارند که می توان آنها را در زیر ستارگان صورت فلکی سنبله در جنوب غربی ستاره درخشان سماک اعزل به سادگی تشخیص داد. کلاغ دارای چندین کهکشان است اما هیچ کدام درخشنده تر از قدر یازده نیستند.

 

ببخشید که مطلب کامل و زیادی نگذاشتم. ترسیدم مبادا خواننده ها خسته بشن! به هر حال اگر مطلب کامل و علمی تری راجع به این پرنده ی باهوش بدونید همین جا توی نظرات بنویسید یا به من ایمیل بزنید تا سریع اقدام کنم.

عزیزانی که متن کامل کامل کامل انگلیسی و عکس کلاغ رو میخوان، تشریف ببرن توی ادامه ی مطلب.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/07/16ساعت 19:16 توسط شبنم بهمنيار|

دقت که کردم دیدم تا حالا مطلبی درباره ی پرنده ها نذاشته بودم... پس به این یکی توجه کنید:

عقاب ( سلطان پرندگان )، عقاب یکی از بزرگ‌ترین ونیرومندترین پرندگان جهان است. عقابها منظری مغرور وترسناک وقدرت شکارگری بسیار دارند. برخی از عقابها حین پرواز شکار خود را صید می‌کنند. عقاب طلائی را گاه سلطان پرندگان گفته‌اند. البته عقابها همیشه درنده خو به نظر نمی‌رسند. عقابها سخت از خطر، مخصوصاً انسان گریزان هستند وبندرت به آدمی حمله می‌کنند. عقاب توانائی بلند کردن یک آدم کوچک اندام را دارد.

عقاب معمولاً از ۷۶ تا ۸۹ سانتی متر از نوک منقار تا انتهای دم طول، واز ۳ تا ۶ کیلو وزن، وبالهایش دومتر بلندی دارد. سر عقاب بزرگ وپوشیده از پر است. چشمانی درشت دارد که هریک ازآنها در یک طرف سرش قرار دارد. از قدرت بینائی فراوان بهره مند می‌باشد. عقابها می‌توانند از فراز آسمانها شکار خود را ببینند واز نقاط بلند همچون صاعقه بر سر شکار نگون بخت فرود آیند. منقار نیرومند وتندی دارند. منقار عقاب طلائی به پنج سانتی متر می‌رسد. برخی از عقابها منقاری بزرگ‌تر دارند. رنگ وبال وطول وشکل عقابها از منطقه تا منطقهٔ دیگر اختلاف دارد به طوریکه در عقابهای آسیائی و اوروپائی وآمریکائی تفاوت آن نمایان است. عقابها باپاهایی نیرومند و به رنگ زرد و روشن دارند. عقابها برای درهم شکستن شکار خود از منقار وچنگال پاهای خود استفاده می‌کنند. پاهای عقاب طلائی پوشیده از پر (ریش) است، اما قسمت پائین پاها بدون پر می‌باشد.

محل زندگی عقابها:علفزار و جنگل‌های زمین‌های پست وبر فراز کوه‌های بلند ونا هموار، ودر نقات دورد دست، ودر نقات تقریباً دست نخورده انسان زندگی می‌کنند. باپرها وبالهای بلند، عقاب می‌تواند به آسانی پرواز وشکار خود را از زمین بلند کند. عقاب گاه، با بالهای خود به شکار ضربه می‌زند. اما نمی‌تواند با بالهایش بجنگد. عقاب هنگام جنگ از منقار وپاهای نیرومند خود استفاده می‌کند، بیشتر عقابها قهوه‌ای رنگ و یا سیاه رنگ هستند. جوجه عقابها تا سن بلوغ خود که چهار سال طول می‌ کشد پر وبال کامل ندارند.

عقابها معمولاً از ۲۵ تا ۳۵ سال تقریباً عمر می‌کنند، البته گاه تا ۴۵ سال و حتی بیشتر هم عمر کرده‌اند. قلمرو عقاب از پنجاه تا ۱۷۰ کیلومتر مربع پیش بینی کرده‌اند. آشیانه عقابها بیشتر بر فراز بلندی‌ها، بالای درختان بلند وشکاف صخره‌ها وکوه‌های مرتفع وپرتگاه‌ها می‌باشد.

برگرفته از سایت ویکی پدیا

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:2 توسط شبنم بهمنيار|


آخرين مطالب
» ایگوانا
» فلامينگو
» جوجه بلدرچين
» سوال‌هاي رايج-٣
» بادمجون دريايي
» بچه لاکپشت
» فروش ایگوانای سبز
» یه مارمولک خوشکل
» سوال های رایج-2
» درخواست آزادی هشت پای پیشگو!

Design By : Pichak